تایتل قالب طراحی سایت سئو قالب بیان
بی قضاوت بخوانید..


۲۰ مطلب در تیر ۱۳۹۶ ثبت شده است

دو سال پیش یه همچین روزی رتبه های کنکور اومد. باورم نمیشه چقدر سریع دو سال گذشت.. سی تیر ازون روزاییه که هرگز فراموش نمیکنم.. دو سال پیش به این فکر میکردم که یعنی الان کجا ممکنه قبول بشم، الان دارم واسه علوم پایه آناتومی میخونم! فقط میتونم بگم خداروشکر.. هیچی شبیه اونی که من میخواستم یا انتظارشو داشتم نشد. خدا چیزی رو سر راهم قرار داد که هیچ وقت بهش فکر هم نکرده بودم ولی الان مطمئنم بهترین اتفاقی بوده که میتونسته واسم رقم بخوره..


چپ دست ۹۶-۴-۳۰ ۶ ۱۸۲

چپ دست ۹۶-۴-۳۰ ۶ ۱۸۲


بعضیا خیلی باحالن. نمیدونم منو چی فرض می کنن یا ضریب هوشی منو چند در نظر میگیرن.. شایدم حس می کنن خیلی زرنگن!

مثلا من طرفو شیش ساااله که میشناسم. بعد یهو یادش افتاده چقدر به من علاقه منده!!! خیلی اتفاقی هم تازگیا به این نتیجه رسیده که درامد رشتش اونقدری نیست که اگه پذیرش بگیره بتونه راحت بره!

+ ایشون همون کسی هستن که هرچند ماه یه بار پیداشون میشه و پول دستی میخوان!! 

چرا بعضیا حس می کنن من رو گنج نشستم ؟! :|||| یا کی این حرفو جا انداخته که دندون پول خوبی توشه پس بریم سرمایه گذاری بلند مدت کنیم رو اونایی که دندون میخونن؟! :||||||||

تا مدتها وقتایی داستان داشتم که یکی می پرسید شغل مامان و بابات چیه. الانم که دیگه رشته. چرا واقعا؟! کلا زندگی من دورنماش خیلی جذابه. بیرونش بقیه رو سوزونده، درونش خودمو :-)))))

اینا به کنار. اون دفعه یکی از پسرای کلاس که اتفاقا وضع و موقعیت مالی خانوادش خیلی خوبه، گفته بود اگه بابای فلانی (دوست من) بهم یه ماشین فلان و فلان مقدار پول بده، حاضرم برم بگیرمش!!!! ادم باید با ازدواج آیندشو تامین کنه :| یعنی میخوام بگم اونایی که خودشونم شرایطشون خوبه اینو میگن، وای به حال اونایی که ..


امروز داشتم به اشتباهاتی که تا حالا داشتم فکر میکردم. صادقانش اینه که اگه به گذشته برگردم، بعضیاشو بازم انجام میدم. شاید الان بنظرم اشتباه بیاد، ولی اون روزا حسای خوب و تکرار نشدنی ای رو تجربه کردم. یه اشتباهاتی هستن که ادم با یاداوریشون لبخند روی لبش میاد..

از توجیه کردن متنفرم. ازینکه ادما همه چیز و همه کس رو مقصر میدونن جز خودشون. ازینکه عملا خودشونو نادیده میگیرن. اولین کاری که ادم میتونه واسه جبران بکنه، پذیرفتن اشتباهشه.حداقل مزیت یک سال پشت کنکور موندن همین پذیرش اشتباه بود واسم. اینکه مثلا اگه من ازمونمو بد میدم، دلیلش سوالای بد قلمچی و نرسیدن به برنامه و فلان معلم و مکان ازمون و ... نیست. دلیلش فقط منم. سال دوم هزار مدل بدبختی به سرم بارید ولی نتیجه داد. الان یاد گرفتم اگه به اعتمادم خیانت میشه دلیلش منم، اگه زندگی اونطوری که میخوام پیش نمیره، اگه ادما اونطوری که میخوام باهام رفتار نمی کنن و ... واسه همینم هست که نه از کسی دلخور میشم، نه انتظاری از کسی دارم نه هیچی. 

دوس داشتم بازم بنویسم ولی خیلی طولانی میشه. فعلا همینا..
 

چپ دست ۹۶-۴-۲۷ ۶ ۱۸۱

چپ دست ۹۶-۴-۲۷ ۶ ۱۸۱


سالی که پشت کنکور بودم اونم میخواست کنکور بده. من پزشکی میخواستم و اون دندون. میگفت پزشکی دوست دارم ولی بخاطر سن و موقعیتم دندون واسم بهتره. میگفت وقتی قبول شم تا علوم پایه به خودم استراحت می دم و وقت علوم پایه که برسه دوباره میشینم به درس خوندن. اون که قبول نشد، ولی من شب آخر نظرم عوض شد و به جای پزشکی، دندون زدم [خدا خیرشون بده اونایی رو که نظرمو عوض کردن :-)]. من دو سالو گذروندم و همونطوری که اون گفته بود الان دارم واسه علوم پایه میخونم. حس میکنم یه تصویری از آرزوهای محقق نشدشم واسه همین دوس ندارم جلوش حرفی از درس بزنم.

بعد از مدتها دارم یه جوری میخونم که خودم واقعا ازش لذت می برم. هیچ وقت فکر نمیکردم جنین و بیوشیمی و پاتو و ایمنو هم بتونن جذاب بشن!!!!! :||||| فکر میکردم ترک نت چقدر سخته ولی دو ماهه اینستا ندارم و تلگرام هم چند روزه ندارم و کنار گذاشتنشون خیلی هم راحت بود. فکر میکردم سخت ترین قسمتش کتاب نخوندن باشه که خب الان انقدر سرگرم درسا هستم که اونم چندان جای خالیش حس نشد. حتی دلم نمیخواد به یه ماه دیگه چنین روزی فکر کنم. روزای آخر و فشار درسای مونده، نی نی تازه متولد شده، کلی مهمون و مهمونی بازی و احتمالا  اون امتحان نوروفیزیو لعنتی.. درس خوندنو دوست دارم به شرطی که همش نخوام به این فکر کنم که وااای فردا امتحان دارم :| هر کدوم از کتابا رو که میخونم به خودم میگم واقعا چرا اینا اون موقع ها بنظرم انقدر سخت میومدن؟! واقعا اونقدرا هم غیرقابل فهم نیستن. فقط امیدوارم عین ماهی گلی همه رو فراموش نکنم :| 

فعلا همینا!


چپ دست ۹۶-۴-۲۶ ۱۰ ۱۷۷

چپ دست ۹۶-۴-۲۶ ۱۰ ۱۷۷


نیستم یه مدتی. کلا همه چی تعطیل تا بعد علوم پایه :-)

البته امیدوارم بتونم تحمل کنم هیچ کاری نکردنو :|


چپ دست ۹۶-۴-۲۳ ۳ ۱۲۴

چپ دست ۹۶-۴-۲۳ ۳ ۱۲۴


چقدر آدما از دور جذابن و از نزدیک تهوع آور.. هرچی بهشون نزدیک تر میشی و بیشتر میشناسیشون، بیشتر می فهمی که چقدر توی شناختت اشتباه کردی. بعد یه روزی میرسه که دیگه به همه ی عالم بدبین میشی.. فاصلمونو با ادما حفظ کنیم تا روابط دوستانه ی پایداری داشته باشیم. از نزدیک همه چی زشت و زنندست..


چپ دست ۹۶-۴-۲۱ ۶ ۱۵۸

چپ دست ۹۶-۴-۲۱ ۶ ۱۵۸


شوک یعنی اینکه الان که چند هفته مونده به دنیا اومدن بچه و کلی لباس و سیسمونی خریدن، سونوگرافی میگه دفعه قبل اشتباه شده و بچه دختره :| 

خب الان اون بچه دچار کمبود محبت میشه با این حجم از شوک و بهتی که اطرافیانش توش فرو رفتن :-(


چپ دست ۹۶-۴-۱۹ ۳ ۱۵۷

چپ دست ۹۶-۴-۱۹ ۳ ۱۵۷


داشتم وب کتابو چک میکردم. دیدم یه نفر از یه وب پ.و.ر.ن ژاپنی رسیده به وب من:|||||| چرا واقعا؟! فکر کنم همش اثرات این کتاب اخریه :-)))))))))


چپ دست ۹۶-۴-۱۹ ۲ ۱۲۴

چپ دست ۹۶-۴-۱۹ ۲ ۱۲۴


چرا انقدر زندگی یکنواخت و خسته کننده شده؟! یعنی واقعا تنها تنوع زندگی ما باید استرس درس و امتحان باشه؟! :|||


چپ دست ۹۶-۴-۱۸ ۴ ۱۴۷

چپ دست ۹۶-۴-۱۸ ۴ ۱۴۷


احتمالا هر کسی وب کتاب منو ببینه با خودش میگه با این وضعیتی که هر روز یه کتاب جدید داره به وب اضافه میشه، این دختر از صبح تا شب داره کتاب میخونه :-)))) ولی خب واقعا اینطوری نیست. فقط یکی دو ساعت اونم آخر شبا. دلیلشم اینه که به مرور زمان سرعت خوندنم فراتر از حد تصور بالا رفته. حتی توی درس خوندن.. خوندن واسه ی علوم پایه رو شروع کردم و روند خوندن هم خوب پیش میره ولی بزرگترین مشکل اینه که میدونم هر چقدر هم که خوب بخونم، بزودی همشو یادم میره. تصمیم داشتم که خلاصه بردارم ولی خلاصه نوشتن چند برابر خوندن زمان می بره و من عملا باید همه چیزو دوباره بنویسم. واقعا نمی دونم چیکار باید بکنم. لطفا اگه راه حلی سراغ دارید حتما بگید..

درسته که خیلی بابت این درسا غر میزنم، ولی خودم هم اینو میدونم که اگه همین درسا نبودن چقدر زندگیم یکنواخت و تکراری می شد. بعد این همه سال که بیشترین کاری که انجام دادم درس خوندن بوده، به طرز احمقانه ای دوسش دارم. 



چپ دست ۹۶-۴-۱۷ ۵ ۱۸۹

چپ دست ۹۶-۴-۱۷ ۵ ۱۸۹


فکر کن مثلا کلی اعصابت به هم ریخته باشه و درگیر یه کاری باشی. بعد یهو یکی از رفقای بلاگر بهت پیام بده: فکر کنم دیدمت! خیلی خیلی اتفاقی یکی از بلاگرایی که خیلیییی عزیز و دوست داشتنیه رو واسه اولین بار ببینی.

عزیز دل، خیلی خیلی شیرین تر و جذاب تر و دوست داشتنی تر از تصوراتم بودی 😍😍😍. کلی ذوق زده ام از دیدنت. 

بزرگترین مزیت وب داشتن واسه من، پیدا کردن رفیقایی بوده که عمرا بشه نمونشونو حضورا پیدا کرد. چندتایی رو از نزدیک دیدم و خیلیای دیگه رو هم از طریق تلگرام و اینستا باهاشون در ارتباطم. و چقدرررر خوشحالم از داشتن رفیقایی مثل شما.. دمتون گرررم که انقدر ماااهید 😃

+اینستامو یه مدته غیرفعال کردم و خب زندگی بدون اینستا هم راحت میگذره ;-)


چپ دست ۹۶-۴-۱۴ ۵ ۱۹۸

چپ دست ۹۶-۴-۱۴ ۵ ۱۹۸


۱ ۲

خنک آن قماربازی که بباخت آنچه بودش
بنماند هیچش الا هوس قمار دیگر

دنبال کنندگان بیانی